موجودی و قیمت بروز می باشد. برای اطمینان خاطر بیشتر، پشتیبانی کنار شماست…

جستجو

کوبیسم چیست؟ هر آنچه درباره کوبیسم باید بدانید

کوبیسم (به فرانسوی Cubisme)  یا به اصطلاح حجم گرایی یکی از مهم ترین جنبش های هنری قرن بیستم است که تاثیر آن در سراسر تاریخ هنر طنین انداز شده است. کوبیسم یک سبک هنری تأثیرگذار است که با روش انقلابی آن در به تصویر کشیدن واقعیت سه بعدی از طریق اشکال هندسی بر روی بوم دو بعدی تعریف می شود. در این مقاله، با تجزیه و تحلیل خاستگاه هنر کوبیسم ، معرفی هنرمندانی که پیشگام جنبش هنری کوبیسم بودند و همچنین اینکه چرا فلسفه کوبیسم تأثیر عمیقی بر خود هنر گذاشت، عمیقاً به این سؤال خواهیم پرداخت که کوبیسم چیست و چرا به وجود آمد؟

کوبیسم چیست و چرا مهم است؟ (2)

کوبیسم چیست؟

جنبش کوبیسم می تواند به تنهایی موضوع نسبتاً بزرگی باشد، درک کامل آن نیازمند شناخت انواع جنبش های هنری نیز هست . بهترین مکان برای شروع درک جنبش هنر کوبیسم، تعریف کوبیسم است.

کوبیسم یک سبک هنری تأثیرگذار است که با روش انقلابی آن در به تصویر کشیدن واقعیت سه بعدی از طریق اشکال هندسی بر روی بوم دو بعدی تعریف می شود. اولین هنرمندان کوبیسم به نام های پابلو پیکاسو و ژرژ براک که در حدود سال‌ 1907 یا 1908 دست به جنبش زدند ، در واقع می خواهند یک موضوع را با استفاده از اشکال و فرم‌های هندسی از دیدگاه‌های مختلف به تصویر می‌کشند.

در عمل، فرم و مشاهده، هنر کوبیسم وسیله ای برای کشف ماهیت واقعی یک موضوع است تا یک چشم انداز سطحی. اصطلاح «کوبیسم»و در واقع معنی کلمه کوبیسم، توسط لویی واکسل، منتقد هنری قرن بیستم ابداع شد. واکسلز هنگام نوشتن نقدی بر آثار منظره هنرمند ژرژ براک در نمایشگاه پاریس ، اشکال هندسی را شناسایی کرد و از آنها به عنوان “مکعب” یا cube یاد کرد و نام bizarreries cubiques را بر آنها نهاد که به معنای اعجاب کوبیسم است. در حالی که قرار بود از این اصطلاح به عنوان یک نقد منفی استفاده شود، تا سال 1911 “کوبیسم” اصطلاح محبوبی بود که توسط عموم برای توصیف سبک هنری انقلابی استفاده می شد.

هنرمندان مطرح جنبش کوبیسم

هنرمندان کوبیسم

در سال 1907 ژرژ براک از استودیوی پابلو پیکاسو بازدید کرد. این بازدید از استودیو آغاز یکی از مهم ترین دوستی ها در تاریخ هنر بود. در طول چند ماه و سال بعد، این دو هنرمند ایده های خود را به اشتراک گذاشتند، کار یکدیگر را مورد بررسی قرار دادند، یکدیگر را به چالش کشیدند و تشویق کردند. در مرحله ای در حدود سال 1907 یا 1908 آنها یک سبک جدید و هیجان انگیز از نقاشی ابداع کردند – کوبیسم. رابطه کاری نزدیک آنها در آن زمان بعدها توسط ژرژ براک شرح داده شد:

چیزهایی که من و پیکاسو در آن سال ها به هم گفتیم دیگر هیچ وقت گفته نمی شود و اگر هم می شد، دیگر کسی آنها را نمی فهمید. مثل طناب زدن با هم روی کوه بود.

پیکاسو و براک به زودی در ماجراجویی هنری خود با هنرمندان دیگری همراه شدند که در حال آزمایش روش‌های مختلف برای به تصویر کشیدن دنیای اطراف خود بودند. هنرمندانی مانند خوان گریس، آلبرت گلیز، ژان متزینگر، پل سزان ، جرج براکز و رابرت دلونه از معروف ترین هنرمندان کوبیسم نام برده می شوند.

پل سزان، هنرمند فرانسوی معروف قبل از مرگش در سال ۱۹۰۶ در تابلوهایش به طور فزاینده‌ای به آسان کردن و هموار ساختن اشکال مشغول بود. به علاوه، او برای اولین بار شیوه‌ای را در نقاشی خلق کرد که مورخان هنر آن را passage  یا گذرگاه نامیدند.

کوبیسم از چه زمانی رایج شد؟

اگر پابلو پیکاسو، ژان متزینگر و جرج براکز به عنوان پدر کوبیسم در نظر گرفته شوند، می توان استدلال کرد که پل سزان پدربزرگ آن است. قبل از نقد لوئی واکسل که به ابداع اصطلاح «کوبیسم» نسبت داده می‌شود، سزان نقاشی‌های کوبیستی خلق می‌کرد که از دیدگاه‌های متفاوت و همچنین اشکال هندسی استفاده می‌کرد  و می توان اولین کوبیسم جهان را به او نسبت داد.

در زیر نمونه ای از آثار سزان، خالق کوبیسم در سال 1895 را مشاهده می کنید.

آثار کوبیسم سزان

پیکاسو، براک و متزینگر همگی به این نکته اشاره کرده اند که آثار سزان عمیقاً بر آثار آنها تأثیر گذاشته است. اگرچه سزان زمینه الهام را فراهم کرد اما سایر هنرمندان کوبیست با استفاده از تجربیات گسترده این سبک را فراتر بردند.

به عنوان مثال، پابلو پیکاسو از نقاب‌های قبایل آفریقایی بسیار شیک‌شده تأثیر گرفت. او سبک های غیر طبیعت گرایانه و اغلب گسسته را در هنر خود به کار برد. این علاوه بر سبک زندگی مدرن و پاریسی او تأثیر زیادی بر آثار کوبیست پیکاسو گذاشت.

با مقایسه نقاشی یک طبیعت بی جان کوبیستی با نقاشی یک طبیعت بی جان که با استفاده از رویکرد سنتی تر نقاشی شده است، می توانیم بلافاصله متوجه شویم که چه چیزی باعث شده است که کوبیسم بسیار متفاوت از سبک های نقاشی قبلی باشد. هر دو نقاشی از آلات موسیقی هستند که اولین اثر توسط ادوارد کولیر در قرن هفدهم نقاشی شده است و دومی توسط ژرژ براک کوبیست به تصویر درآمده.

نحوه نقاشی سازها را در نقاشی ها مقایسه کنید. کدام نگاه واقعی تر است؟ کولیر چگونه اشیاء موجود در نقاشی خود را واقعی جلوه داده است؟ (به نحوه استفاده از سایه، پرسپکتیو و همچنین نحوه استفاده از رنگ نگاه کنید). به نظر شما هنرمندان کوبیسم چه قوانینی را زیر پا گذاشته اند؟

 

در نقاشی براک

اگرچه شکل ساز ماندورا (ساز زهی شبیه عود) کاملاً واضح است، و اگر به دقت نگاه کنیم می‌توانیم حجم پشت آن را تشخیص دهیم، تفاوت بسیار کمی بین روش نقاشی براک از اجسام و فضای اطراف وجود دارد. او کل تصویر را به اشکال هندسی مسطح کوچک تقسیم کرده است تا لبه های اجسام کمتر واضح باشند.

او از رنگ های واقع گرایانه برای اشیاء مختلف در نقاشی استفاده نکرده است، در عوض از همان طیف کوچک رنگ های خاموش – سیاه، خاکستری، اُخرایی و سبزهای خاکی – برای همه اشیا (مهم نیست که چه هستند) و پس زمینه استفاده کرده است.

ژرژبراک از پرسپکتیو یا لحن (نور و سایه) برای ایجاد توهم فضای سه بعدی یا اجسام سه بعدی استفاده نکرده است. اگرچه رنگ‌های روشن‌تر و تیره‌تری در نقاشی وجود دارد، و گاهی اوقات ظاهر سه بعدی را ایجاد می‌کنند (تن تیره برای کناره ماندورا استفاده می‌شود که آن را شبیه یک جسم جامد می‌کند). لحن همیشه به این شکل استفاده نمی شود و گاهی اوقات گیج کننده به نظر می رسد. ساز ماندورا، اشیاء پشت آن، و پس‌زمینه همگی در یک سطح به نظر می‌رسند – روی سطح صاف تصویر، بدون پیش‌زمینه یا پس‌زمینه، و بدون توهم فاصله گرفتن.

نقاشی کویلر

در نقاشی کویلر

استفاده او از رنگ برای کمک به تشخیص اشیاء. رنگ قهوه ای طلایی، چوب سازهای زهی و میز را نشان می دهد. کتاب و نت سیاه (جوهر) و سفید (کاغذ) هستند. انگورها به رنگ ارغوانی تیره هستند. و حتی با هوشمندی سطح فلزی کاسه دو دسته را با استفاده از خاکستری تیره و سفید بازسازی کرده است.

استفاده او از تن های روشن و تیره (سایه ها و هایلایت ها) برای نشان دادن کیفیت سه بعدی اشیا. به کناره ساز زهی در جلوی نقاشی نگاه کنید. نور از سطح برآمده نزدیک به ما منعکس می‌شود، اما وقتی این منحنی از ما دور می‌شود، لحن استفاده شده تیره‌تر است تا نشان دهد بیشتر در سایه است. پس‌زمینه یک فضای تاریک سایه‌دار پشت میز است.

استفاده او از پرسپکتیو برای ایجاد تصور فضای واقعی با اشیاء در پیش زمینه بزرگتر و واضح تر و اشیاء پشت به نظر کوچکتر و کمتر واضح تر.

انواع کوبیسم : کوبیسم تحلیلی و ترکیبی

ماندورای براک یکی از تأثیرگذارترین نقاشی هایی است که از روزهای اولیه جنبش بیرون آمد و اغلب به عنوان فاز کوبیسم تحلیلی از آن یاد می شود. کوبیسم تحلیلی چیست؟ چه تفاوتی با فاز کوبیسم ترکیبی دارد؟ بیایید دریابیم.

کوبیسم تحلیلی:

نمونه کوبیسم تحلیلی

کوبیسم را می توان به دو مرحله مجزا تقسیم کرد. فاز اول، کوبیسم تحلیلی، تا حدود سال 1912 در نظر گرفته می‌شود. سخت‌تر یا جدی‌تر به نظر می‌رسد. اشیاء به اشکال مسطح زیادی تقسیم می شوند که نمایانگر نمای آنها از زوایای مختلف است و از رنگ های خاموش و تن ها یا سایه های تیره تر استفاده می شود.

کوبیسم تحلیلی به رویکرد ایجاد یک موضوع از طریق اشکال هندسی و به تصویر کشیدن آن به صورت مسطح اشاره دارد.

کوبیسم مصنوعی یا ترکیبی:

کوبیسم ترکیبی

 شامل اشکال ساده‌تر و رنگ‌های روشن‌تر است (سبک‌تر و سرگرم‌کننده‌تر به نظر می‌رسد!). کوبیسم ترکیبی اغلب به عنوان نوعی هنر کلاژ شناخته می شود که از اشکال دیگری مانند قطعات روزنامه یا قطعات دیگر برای عمیق تر کردن کاوش و تفسیر یک موضوع استفاده می کند. سبک مصنوعی از کلمات و حتی مواد سه بعدی استفاده می کند که بعدها به عنوان مجموعه (به جای مجسمه) شناخته شدند.

کوبیسم مصنوعی به هنرمندان اجازه می‌داد تا عمیق‌تر یک موضوع را بررسی کنند، اغلب به دلیل استفاده از متن در تصویر با وضعیت هنری پایین‌تر تبلیغات همراه بود.

هنر کوبیسم تحلیلی اغلب به عنوان شکل سفت‌تر یا سخت‌تر در مقایسه با کوبیسم ترکیبی توصیف می‌شود. با این حال، درک سطح آزمایشی که در طول حرکت رخ داده است مهم است.

هنرمندان کمتر به ظاهر یک اثر نهایی توجه داشتند، بلکه بیشتر به فرآیند کاوش یک موضوع از طریق کوبیسم علاقه داشتند. بنابراین، مهم است که کوبیسم مصنوعی را به‌عنوان تکاملی از آنچه پیش از آن از طریق آزمایش‌های عمیق‌تر آمد، ببینیم.

برای درک بهتر نحوه خلق این آثار هنری نمادین کوبیسم، درک رویکرد فلسفی پشت آن بسیار مهم است.

درک فلسفه کوبیسم

جنبش کوبیسم رویکردی مهیج و انقلابی برای خلق هنر بود، زیرا درهایی را برای هنرمندان و بینندگان باز کرد. هنرمندان کوبیست به جای اینکه یک موضوع را بر اساس منطق فضایی به تصویر بکشند، یک موضوع را از طریق دیدگاه‌ها و نقاط برتر برای درک کامل آن بررسی می‌کنند.

با کاوش در هر زاویه ممکن از یک موضوع، هم هنرمند و هم بیننده بهتر می توانند جوهر آن سوژه را به جای ظاهر سطحی آن کشف کنند. کوبیسم راه حلی را با خود به همراه دارد که به وسیله آن هنرمندان می توانند از طریق کار خود تجربه ای خلق کنند نه اینکه صرفاً یک فرم واقع گرایانه را به تصویر بکشند.

حقیقتا در خلق و مشاهده این نوع آثار هنری، هنرمندان و هنردوستان می توانند دنیای اطراف خود را بهتر درک کنند.

اشتراک گذاری مطلب

5/5

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود به حساب کاربری

ورود