تئوری رنگ مجموعه ای از اصول است که در مورد رابطه بین رنگ ها و تأثیرات فیزیولوژیکی ترکیب رنگ های بر همدیگر ارائه می دهد. تئوری رنگ مبنایی برای قوانین و دستورالعملهای اولیه است که رنگ را احاطه کرده و استفاده از آن در ایجاد تصاویر زیباییشناختی و دلپذیر است. با درک مبانی تئوری رنگ، میتوانید ساختار منطقی رنگ را برای خودتان تجزیه و تحلیل کنید تا پالتهای رنگی را بهطور استراتژیک تری ایجاد و استفاده کنید. نتیجه به معنای برانگیختن یک احساس، حال و هوا یا زیبایی شناسی خاص است
تئوری رنگ یکی از اساسی ترین زمینه های نقاشی است. اهمیت درک تئوری رنگ بسیار فراتر از دانستن اینکه چگونه رنگ ها را با هم ترکیب کنیم (مثلاً دانستن این موضوع است که زرد و آبی سبز می شوند).
به عنوان یک هنرمند، لازم نیست نگران درگیر شدن با تمام اصول پیچیده زیربنایی تئوری رنگ باشید. تنها چیزی که باید بدانید کاربرد کلی تئوری رنگ و رابطه بین رنگ ها است. تئوری رنگ یک پایه اساسی برای درک هنر و خلاق بودن هنرمندان است و نباید نادیده گرفته شود.
در این مقاله به تمام عناصر اصلی تئوری رنگ می پردازیم.و چرخه رنگ را نیز معرفی می کنیم. رنگ شناسی، تئوری رنگ و به طور کلی علم رنگ ها یک حوزه فوق العاده پیچیده است. به عنوان یک هنرمند، لازم است فقط عناصر خاصی از تئوری رنگ را بدانیم که به ما مربوط می شود و در این مقاله ارائه شده است.
تاریخچه تئوری رنگ
اصول کلی تئوری رنگ در نوشته های لئون باتیستا آلبرتی (سال 1435) و یادداشت های لئوناردو داوینچی (سال 1490) مشهود بود. اولین چرخ رنگ توسط سر اسحاق نیوتن در ابتدای قرن هفدهم ساخته شد. این چرخه رنگ چیدمانی از قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش بر روی یک صفحه چرخان بود.
چرخه رنگ (دایره رنگ) چیست؟
چرخه رنگ اساساً طیف مرئی رنگ ها است که در یک دایره پیچیده شده اند و ابزار مفیدی است که به سوال وقتی رنگ های خود را با هم مخلوط می کنیم چه اتفاقی می افتد؟ پاسخ می دهد. از زمان پیدایش چرخ رنگ توسط نیوتن، به یکی از قدرتمندترین ابزارهای موجود در دسترس هنرمندان برای توضیح رابطه بین رنگ ها تبدیل شده است.
به نظر من، خود چرخه رنگ در واقع آنقدر مهم نیست (غیر از اهمیت تاریخی و علمی آشکار). آنچه مهمتر است تئوری پشت چرخ رنگ است. هنگامی که این و روابط اساسی بین رنگ ها را درک کردید، خود چرخه رنگ چیزی بیش از یک پیام بصری برای ترکیب رنگ ها نیست.
نحوه استفاده از چرخ رنگ
طراحان از چرخه رنگ برای انتخاب بهترین و سازگارترین رنگ ها استفاده می کنند تا اطمینان حاصل کنند که ترکیبات به جلوه بصری مورد نظر می رسند و احساسات را به درستی بیان می کنند.
رنگ های اصلی چیست؟
رنگ های اصلی رنگ هایی هستند که نمی توانید با ترکیب دو یا چند رنگ دیگر با هم ایجاد کنید. آنها بسیار شبیه اعداد اول هستند که با ضرب دو عدد دیگر در یکدیگر نمی توان آنها را ایجاد کرد.
رنگ های اولیه-رنگهایی که از نظر تئوری قادر به ترکیب اکثر رنگهای دیگر در طیف مرئی هستند. در هنر، سه رنگ اصلی، قرمز، آبی و زرد در نظر گرفته می شودبرخی از هنرمندان، سرخابی، فیروزهای و زرد را رنگهای اصلی دقیقتر میدانند، زیرا میتوانند طیف وسیعتری از رنگها را با هم ترکیب کنند.
وقتی هر سه رنگ اصلی را با هم مخلوط می کنید، رنگ گلی یا خاکستری تیره به دست می آید.
رنگ های ثانویه چیست؟
رنگ های ثانویه رنگ هایی هستند که از ترکیب هر دو از سه رنگ اصلی ذکر شده در بالا تشکیل می شوند. مدل تئوری رنگ بالا را بررسی کنید – ببینید چگونه هر رنگ ثانویه توسط دو تا از سه رنگ اصلی ایجاد شده است.
سه رنگ فرعی وجود دارد: نارنجی ، بنفش و سبز . می توانید هر کدام را با استفاده از دو رنگ از سه رنگ اصلی ایجاد کنید. قوانین کلی ایجاد رنگ ثانویه بصورت زیر است:
قرمز + زرد = نارنجی
آبی + قرمز = بنفش
زرد + آبی = سبز
به خاطر داشته باشید که مخلوطهای رنگی بالا فقط در صورتی کار میکنند که از خالصترین شکل هر رنگ اصلی استفاده کنید.
رنگ روغن یکی از جذاب ترین رنگ های هنری و کی توان گفت مهم ترین تکنیک نقاشی در طول تاریخ است. این متریال کلاسیک و پر استفاده همواره مورد توجه نقاشان و هنرمندان زیادی بوده است و همچنان به راه خود ادامه می دهد.
رنگ های درجه سوم چیست؟
رنگ های سوم زمانی ایجاد می شوند که یک رنگ اصلی را با یک رنگ ثانویه ترکیب کنید.
از اینجا، رنگ کمی پیچیدهتر میشود، و اگر میخواهید بدانید که متخصصان چگونه رنگ را در طراحی خود انتخاب میکنند، ابتدا باید تمام اجزای دیگر رنگ را درک کنید.
مهمترین جزء رنگ های سوم این است که هر رنگ اصلی نمی تواند با رنگ ثانویه برای ایجاد یک رنگ سوم مطابقت داشته باشد. به عنوان مثال، قرمز نمی تواند هماهنگ با سبز، و آبی با رنگ نارنجی ترکیب شود – هر دو مخلوط به رنگ قهوه ای کمی منجر می شوند (مگر اینکه این همان چیزی است که شما به دنبال آن هستید).
در عوض، رنگهای درجه سوم زمانی ایجاد میشوند که یک رنگ اصلی با یک رنگ ثانویه که در کنار آن در چرخه رنگ زیر قرار میگیرد ترکیب شود. شش رنگ درجه سوم وجود دارد که با این نیاز مطابقت دارد:
قرمز + بنفش = قرمز-بنفش (سرخابی)
قرمز + نارنجی = قرمز-نارنجی (ورمیلیون)
آبی + بنفش = آبی-بنفش (بنفش)
آبی + سبز = آبی-سبز (آبی)
زرد + نارنجی = زرد-نارنجی (کهربایی)
زرد + سبز = زرد-سبز (چارتروز)
رنگ هایی که در چرخه رنگ به یکدیگر نزدیک هستند، رابطه هماهنگی دارند و به رنگ های مشابه معروف هستند
سه رنگ اصلی قرمز، آبی و زرد هستند. سه رنگ ثانویه سبز، نارنجی و بنفش هستند. اینها با مخلوط کردن دو رنگ اصلی ساخته می شوند. شش رنگ سوم دیگر نیز وجود دارد.
با استفاده از رنگ های اصلی، می توانید هر رنگی را در طیف ترکیب کنید. به همین دلیل است که وقتی صحبت از رنگ آمیزی و ترکیب رنگ های می شود، دانش کامل تئوری رنگ ها بسیار مهم است. همچنین به همین دلیل است که همیشه باید حداقل رنگ های اصلی را در پالت خود داشته باشید.
وقتی رنگ های مکمل را با هم مخلوط می کنید، اساساً هر سه رنگ اصلی را با هم مخلوط می کنید و نتیجه معمولاً گلی است. مثلاً بگویید قرمز را با سبز (که مکمل یکدیگر هستند) مخلوط می کنید. سبز را می توان با مخلوط کردن زرد با آبی ایجاد کرد. بنابراین با مخلوط کردن قرمز با سبز، در اصل قرمز، آبی و زرد (رنگ های اصلی) را با هم ترکیب می کنید.
بیشتر هنرمندان چرخه رنگ را به رنگ های گرم و سرد می شکنند . من ترجیح می دهم دمای رنگ را به عنوان یک اصطلاح نسبی به جای یک اصطلاح مطلق در نظر بگیرم . به عنوان مثال، یک رنگ قرمز می تواند گرمتر یا سردتر از رنگ کنار آن باشد.
در مورد سفید و سیاه چطور؟
سفید و سیاه در چرخه رنگ وجود ندارند زیرا در طیف بصری رنگ ها موقعیت مستقیمی ندارند. همانطور که قبلا ذکر شد، رنگ سفید همان چیزی است که وقتی همه رنگ های نور با هم ترکیب می شوند، به دست می آید. این با روشی که رنگهای ما کار میکنند متفاوت است – وقتی همه رنگها را با هم ترکیب میکنیم، به جای نور سفید، گلی دریافت میکنیم.
وقتی رنگ سفید را به رنگ های خود اضافه می کنید، ارزش را افزایش می دهید (رنگ را روشن تر می کنید). به عبارت دیگر، شما ته رنگ ها را ایجاد می کنید. از طرف دیگر مشکی عدم وجود رنگ است. وقتی رنگ مشکی را به رنگ های خود اضافه می کنید، مقدار را کاهش می دهید (رنگ را تیره تر می کنید). به عبارت دیگر، شما سایه هایی از رنگ ها را ایجاد می کنید.
وقتی رنگ سفید یا سیاه را به یک رنگ اضافه می کنید، اشباع رنگ را کاهش می دهید (آن را کمتر زنده می کنید). بنابراین اگرچه سفید و سیاه در چرخه رنگ موقعیت ندارند، اما این قدرت را دارند که ارزش و اشباع رنگها را تغییر دهند (و تا حدی رنگ، زیرا رنگهای سفید و سیاه معمولاً تمایل کمی به رنگ دیگر دارند).
یکی از جذابیت های کلیدی خرید رنگ اکریلیک نقاشی، زمان خشک شدن سریع آن است. بر خلاف خرید رنگ روغن که ممکن است چند روز یا حتی هفتهها طول بکشد تا خشک شوند، اکریلیکها به سرعت خشک میشوند.
اصطلاحات تئوری رنگ
رنگ hue
اصطلاح ” رنگ ” اغلب به عنوان یک تشبیه برای اصطلاح رنگ استفاده می شود. رنگ به طور کلی به طول موج غالب رنگ از دوازده رنگ در چرخه رنگ (رنگ های اولیه، ثانویه و سوم) اشاره دارد.
به عنوان مثال، رنگ دریایی آبی است. رنگ شرابی قرمز است. رنگ شیره سبز است.
اشباع Saturation
اشباع معیاری است که نشان می دهد یک رنگ چقدر خالص است. می توانید اشباع رنگ را با افزودن خاکستری یا رنگی در طرف مقابل چرخه رنگ (که اساساً رنگ را از بین می برد) کاهش دهید.
تناژ Tone
تناژ اصطلاحی است که به طور گسترده درک نشده است و بسیاری از هنرمندان کاملاً مطمئن نیستند که معنی آن چیست، علیرغم اینکه بسیار رایج است.
تن اصطلاح گسترده ای است که برای توصیف رنگی استفاده می شود که رنگ خالص نیست و سیاه یا سفید نیست. در بسیاری از موارد، هنرمندان از تناژ برای توصیف رنگی استفاده می کنند که خاکستری شده است (اشباع نشده).
ارزش Value
ارزش میزان روشن یا تیره بودن رنگ است، در مقیاس سیاه تا سفید. ارزش به طور گسترده به عنوان یکی از مهم ترین متغیرهای موفقیت یک نقاشی در نظر گرفته می شود.
یک قانون کلی که من دوست دارم برای نقاشی رعایت کنم این است:
برای افزایش (روشن کردن) ارزش یک رنگ – سفید و/یا زرد را اضافه کنید.
برای کاهش (تیره کردن) مقدار یک رنگ – آبی، سیاه و/یا رنگ خام را اضافه کنید.
درک ارزش باید ساده باشد، با این حال، گنجاندن رنگ می تواند آن را به مفهومی چالش برانگیز تبدیل کند. شما می توانید رنگ های مختلفی داشته باشید که ارزش یکسانی دارند. اگر رنگ را از تصویر خارج کنید، فقط طیفی از رنگهای سیاه تا سفید برایتان باقی میماند که سیاهترین و سفید بالاترین مقدار است.
به همین دلیل است که آموزش طراحی برای بهبود توانایی نقاشی بسیار مورد توجه قرار می گیرد، زیرا درک مفهوم ارزش را بدون نگرانی در مورد گنجاندن رنگ آسان می کند.
به جرئت می توان گفت نظر تمامی هنرمندان یکی است که ارزش مهمتر از رنگ استفاده شده در یک نقاشی است. به این دلیل که ارزش واقعاً ساختار نقاشی شما را تعیین می کند.
یک مقیاس مقدار در زیر نمایش داده شده است که از بالاترین مقدار (سفید) شروع می شود تا کمترین مقدار (سیاه). مقادیر میانی اساساً یک مقیاس خاکستری هستند. می توانید با افزودن رنگ سفید برای افزایش مقدار و سیاه برای کاهش مقدار، یک مقیاس ارزش رنگی ایجاد کنید. وقتی رنگ را از بین می برید (اشباع می کنید) مقیاس باید دقیقاً مشابه مقیاس مقدار زیر باشد. این همان ترجمه بین رنگ و ارزش است که یادگیری آن در نقاشی بسیار دشوار است.
دمای رنگ - رنگ گرم در مقابل رنگ سرد
چرخه رنگ به دو رنگ گرم و سرد تقسیم می شود . هنگامی که یک رنگ گرم در کنار یک رنگ سرد قرار می گیرد، کنتراست بسیار قوی وجود دارد. از طرف دیگر، هنگامی که یک رنگ سرد در کنار رنگ سرد دیگری قرار می گیرد (مثلاً سبز در کنار آبی) یک جلوه هماهنگ دلپذیر ایجاد می شود.
رنگ های گرم به طور سنتی نشان دهنده فعالیت و نور هستند. رنگ های سرد از سوی دیگر نشان دهنده محیط های آرام، دور و آرامش بخش است.
سفید، سیاه و خاکستری به طور کلی رنگ های خنثی در نظر گرفته می شوند . من بیشترین استفاده را از این رنگهای خنثی میبرم نه با استفاده از آنها برای آنچه هستند، بلکه برای تغییر ارزش رنگهایم. به عنوان مثال، اگر قرمز کادمیوم در پالت خود دارید، می توانید مقادیر مختلفی از رنگ خاکستری را برای ایجاد طیفی از رنگ ها اضافه کنید.
در شروع یک نقاشی، باید تعیین کنید که آیا می خواهید به یک احساس گرم، خنک یا خنثی (متعادل) برسید. وقتی من خنثی می نویسم، منظورم این نیست که فقط از سفید، سیاه و خاکستری استفاده کنم، بلکه منظورم تعادل مساوی بین رنگ های گرم و سرد است.
ترکیبات یا طرح های رنگی
تعدادی ترکیب رنگی شناخته شده وجود دارد که می تواند برای برانگیختن احساسات خاصی از بیننده استفاده شود.
قبل از شروع یک نقاشی، باید به طور خلاصه ترکیب رنگ خود را در نظر بگیرید تا مطمئن شوید که با بیانیه مورد نظر شما از نقاشی مطابقت دارد. به عنوان مثال، یک طرح رنگ مکمل می تواند برای یک صحنه تهاجمی و فعال استفاده شود. در حالی که یک طرح رنگ مشابه می تواند برای یک محیط آرام و منفعل استفاده شود.
در اینجا برخی از شناخته شده ترین ترکیبات رنگی آورده شده است:
رنگ های مکمل
رنگ های مکمل در چرخه رنگ مقابل یکدیگر قرار دارند. هنگامی که در کنار یکدیگر قرار می گیرند، یک اثر متضاد و پر جنب و جوش بسیار قوی وجود دارد. در صورت استفاده بیش از حد، ممکن است نقاشی شما ناخوشایند و برای دیدن آن ناراحت کننده شود.
شما باید یک رنگ غالب را انتخاب کنید و از رنگ دیگر به عنوان تاکید استفاده کنید
رنگ های مشابه
یک ترکیب رنگ آرامش بخش با استفاده از رنگ هایی که در کنار یکدیگر روی چرخ رنگ قرار گرفته اند. ترکیب رنگ های مشابه به طور مشهور توسط هنرمندان امپرسیونیست مانند کلود مونه برای ایجاد نقاشی های هماهنگ زیبا مورد استفاده قرار گرفت.
اغلب انتخاب یک رنگ غالب، یک رنگ ثانویه و یک رنگ تاکیدی سوم بسیار موثر است.
رنگ های سه گانه
یک طرح رنگ سه گانه از سه رنگ استفاده می کند که به طور مساوی در اطراف چرخه رنگ قرار می گیرند. اثر حاصل حتی اگر با اشباع کم همراه باشد یک طرح پر جنب و جوش است. مهم است که به درستی رنگ ها را متعادل کنید تا بیننده را تحت تاثیر قرار ندهد.
به طور کلی یک رنگ غالب انتخاب می شود و از دو رنگ دیگر به عنوان تاکید استفاده می شود
یادگیری تئوری رنگ برای هنرمندان
تئوری رنگ می تواند فوق العاده پیچیده باشد، اما برای هنرمندان فقط باید اصول کلی تئوری رنگ را درک کنید. بهترین راه برای یادگیری تئوری رنگ این است که یک چرخ رنگ بخرید یا بهتر است با استفاده از رنگ های خود خودتان آن را بسازید.
یکی دیگر از تکنیکهای یادگیری تئوری رنگ این است که نمودارهای ارزشی خود را از دوازده رنگ روی چرخ ترکیب کنید (سه رنگ اولیه، سه درجه دوم و شش رنگ سوم). در نهایت با طیفی از مقادیر مختلف از همان رنگ مواجه خواهید شد.
برای نمودار ارزش، از رنگ پایه خود شروع کنید، سپس با افزودن رنگ سفید (ته رنگ) و با افزودن رنگ سیاه (سایه ها) از نظر ارزش بالا بروید.
در نهایت باید طیفی از نمودارها را به دست آورید که می توانید برای نقاشی های بعدی به عنوان مرجع از آنها استفاده کنید.
همچنین باید یاد بگیرید که چگونه با یک پالت محدود نقاشی کنید. هرچه رنگ های کمتری روی پالت خود داشته باشید، بیشتر مجبور خواهید شد رنگ های خود را با هم ترکیب کنید. این کار ذهن شما را در مورد چگونگی ارتباط رنگ ها با یکدیگر آموزش می دهد.


2 پاسخ
تئوری رنگ ها رو به خوبی پوشش دادید و بنظرم برای یک هنرجو همین اندازه کافی باشه. ممنون بخاطر مطلب خوبتان
ممنون از توجه شما